


.jpg)











نام: | |
ایمیل: | |
شب، سکوت، کویر
تنظیم، تدوین و آهنگساز: کیهان کلهر
کیهان کلهر: کمانچه، سه تار
اردوان کامکار: سنتور
بیژن کامکار: دف، دایره
مرتضی احیان: تنبک
بهزاد فروهری: نی
همایون خسروی: ویولن سل
استاد مرحوم حاج قربان سلیمانی: دو تار
استاد علی آبچوری: قوشمه
سال اجرا: 1376 سال انتشار: 1377
1 تو که نازنده بالا دلربایی تو که بی سرمه چشمون سرمه سایی
دشتی بیرجندی
2 تو که مشکین دو گیسو در قفایی به مو گویی که سرگردان چرایی
دشتی بیرجندی
3 بمیرم تا تو چشم تر نبینی شرار آه پر آذر نبینی
دشتی بیرجندی
4چنان از آتش عشقت بسوزم که از مو رنگ خاکستر نبینی
دشتی بیرجندی
بابا طاهر- دیوان اشعار- دوبیتی ها
مشخصات عروضی:
وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن
بحر: هزج مسدس محذوف
5 دلم دردی که دارد با که گوید گنه خود کرده تاوان از که جوید
دشتی بیرجندی
6 دریغا نیست همدردی موافق که بر بخت بدم خوش خوش بموید
دشتی بیرجندی
7 گل وصلت فراموشم نگردد وگر خوار از سر گورم بروید
دشتی بیرجندی
بابا طاهر- دیوان اشعار- غزلیات
مشخصات عروضی:
وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن
بحر: هزج مسدس محذوف
8 سیه بختم که بختم واژگون بی سیه روزم که روزم تیره گون بی
دشتی بیرجندی
9 شدم محنت کش کوی محبت ز دست دل که یا رب غرق خون بی
دشتی بیرجندی
بابا طاهر- دیوان اشعار- دوبیتی ها
مشخصات عروضی:
وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن
بحر: هزج مسدس محذوف
10 ز عشقت سوختم ای جان کجایی؟ بماندم بی سر و سامان کجایی؟
در آمد شور محلی
11 نه جان و نه غیر از جان چه چیزی نه در جان نه برون از جان کجایی؟
درآمد شور محلی
بابا طاهر- دیوان اشعار- غزلیات
مشخصات عروضی:
وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن
بحر: هزج مسدس محذوف
1 لعل تو داغی نهاد بر دل بریان من زلف تو درهم شکست توبه و پیمان من
شور محلی
2 بی تو دل و جان من، سیر شد از جان و دل جان و دل من تویی، ای دل و ای جان من
شور محلی
3 هر در عشقت که دل داشت نهان از جهان بر رخ زردم فشاند، اشک در افشان من
شور محلی
4 شد دل بیچاره خون چارهی دل هم تو ساز زان که تو دانی که چیست بر دل بریان من
شور محلی
5 گر تو نگیرم دست، کار من از دست شد زان که ندارد کران، وادی هجران من
شور محلی
6 هم نظری کن ز لطف تا دل درمانده را بو که به پایان رسد راه بیابان من
شور محلی
بابا طاهر- دیوان اشعار- غزلیات
مشخصات عروضی:
وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن
بحر: منسرح مثمن مطوی مکشوف
رامین یوسفزمانی نوازنده ویولن در ارکستر سمفونیک تهران در خصوص علل فروپاشی زودهنگام ارکسترهای موسیقی، عامل مالی و عدم حمایت از سوی دستگاههای دولتی ذیربط را مهمترین مساله میداند. وی که سابقه 22 سال نوازندگی در ارکستر سمفونیک تهران را دارد در این خصوص گفت: اگر امروز شاهد ادامه فعالیت ارکستر سمفونیک هستیم به دلیل قدمت آن است وگرنه با اوضاع کنونی موسیقی در ایران شاید اگر قرار بود امروز چنین ارکستری تشکیل شود بههیچ وجه کار پا نمیگرفت.
وی با اشاره به اینکه موسیقی در ایران جایگاه خودش را ندارد، گفت: نوازندگان ارکستر سمفونیک تهران اگرچه در یک ارکستر فعالیت میکنند، اما از چند جا حقوق میگیرند که این خود نمایانگر نابسامانی است.
وی گفت از منظر کارآفرینی هم اگر نگاه کنیم، حمایت از ارکستر میتواند باعث برگزاری کنسرتهای بیشتر و درآمدزایی شود. سال گذشته به فستیوالی در آلمان دعوت شدیم و ارکستر سمفونیک در سالن فیلارمونیک برلین قطعاتی را از موتسارت اجرا کرد. در جریان این اجرا به 10 کشور دیگر نیز دعوت شدیم؛ اما این سفرها هرگز انجام نشدند. وی با تاکید بر این نکته که اجرای موتسارت در فیلارمونیک برلین دل شیر میخواهد، گفت: این نشان میدهد که ما توانایی داریم؛ اما ارکسترها برای ارائه کار خود نیاز به حمایت مالی دارند.
رامین یوسفزمانی با ذکر این نکته که حتی نوازندگان ارکستر سمفونیک نیز دستمزد واقعی خود را دریافت نمیکنند، گفت: ما هم تحصیلات آکادمیک و تجربه داریم؛ اما به اینها بها داده نمیشود.
وی افزود: در تمام دنیا یکی از لوکسترین مشاغل نوازندگی ارکستر سمفونیک است و به آنها شاهزادگان سیاهپوش میگویند؛ چرا که هر نوازندهای توانایی حضور در ارکستر سمفونیک را ندارد. در دنیا کف حقوق یک نوازنده سمفونیک 5 هزار دلار است؛ درحالی که در ایران متوسط حقوق ماهانه 500 هزار تومان است. وی از اختلاف میان نوازندگان بهعنوان عامل دیگر دخیل در فروپاشی ارکسترها یاد کرد، اما یادآور شد که مشکلات مالی و عدم ثبات شغلی به این مسائل دامن میزند.
روزنامه دنیای اقتصاد
-------------------------------------------------------------------------------
درمیان این دیدگاههای متفاوت در مورد چرایی برهم خوردن ارکسترها و گروههای موسیقی یک وجه مشترک وجود دارد و آن نبود امکانات مالی برای ادامه منظم کار ارکسترهای موسیقی است. 
در شرایطی که ارکسترها برای یک اجرا باید چندماه تمرین کنند و دریافت مجوز برای کنسرت نیز به کاری دشوار تبدیل شده است و سالن مناسب برای اجرای موسیقی نیز به تعداد مناسب وجود ندارد، نمیتوان انتظار داشت که گروهها بتوانند با برگزاری کنسرت هزینههای خود را تامین کنند. در این شرایط است که لزوم حمایت دولت از موسیقی و نوازنده بیش از پیش احساس میشود.
تسهیل شرایط برای گروههای موسیقی در زمان اجرا و اشاعه فرهنگ شنیدن موسیقی به صورت زنده یکی دیگر از راهکارهایی است که میتواند فرصت بقای بیشتری به گروههای موسیقی بدهد.
سرانجام پس از گردش تور دور دنیا، حاشیهها، سرگردانی مشتاقان و فروش دوساعتهی تمام بلیطها، بلیطهای یکصدو50 هزار تومانی، حذف همهجانبهی خبرنگارها و...، صدای استاد آواز ایران بلند شد. 
محمدرضا شجریان با گروه "شهناز" در تالار بزرگ کشور در حالی همراه شد که این برنامه که طبق اعلام برگزارکنندگان، بهخاطر آنچه که "مستقرنشدن بهموقع حاضران، گیرافتادن تعدادی از عوامل در آسانسور تالار و طولانیبودن صف سرویسها" اعلام شد، با تأخیر یک ساعته، در نخستین شب ساعت 21 آغاز و در شب دوم اجرا هم بدون عنوان شدن این عوامل حوالی ساعت 20:30اجرا شد. محمدرضا شفیعی کدکنی و هوشنگ ابتهاج ازجمله میهمانهای ویژهی شجریان بهشمار میرفتند. برخی از مسؤولان و معاونان وزارت کشور نیز در این کنسرت حاضر بودند.
گروه با همان لباسهای رنگی اجرای سالهای گذشته در تهران و اصفهان به صحنه آمدند. تنظیم صدا مشکلاتی را در اجرا به تکرار بهوجود میآورد. تا جایی که باعث عصبانیت محمدرضا شجریان شد.
بخش نخست اجرا "رندان مست" بود در دستگاه "همایون" و پیشدرآمدی از ساختههای مجید درخشانی آغاز شد.
بر اساس نتایج یک نظرسنجی «محمدرضا شجریان» به عنوان بهترین خواننده و «حسین علیزاده» به عنوان بهترین آهنگساز سال 86 انتخاب شدهاند.
این نظرسنجی را ماهنامه «فرهنگ و هنر» در شماره بیستم خود که ویژه خرداد و تیر سال 87 است، انجام و منتشر کرده است.
این نظرسنجی طی روزهای 25 اسفند سال گذشته تا پایان فروردین امسال از طریق پایگاه خبری مجله «فرهنگ و آهنگ» برگزار شده بود که در آن از مخاطبان خواسته شده بود در دستهبندیهای مختلف بهترینهای موسیقی سال 86 را انتخاب کنند.
نتایج این نظرسنجی به شرح زیر است:
* خوانندگان برتر:
در این نظرسنجی محمدرضا شجریان با 313 امتیاز، محسن نامجو با 236 امتیاز، همایون شجریان با 167 امتیاز، شهرام ناظری با 132 امتیاز و افسانه رثایی با 64 امتیاز به عنوان بهترین خوانندگان سال 86 انتخاب شدهاند.
* قطعات برتر:
از سوی دیگر قطعه «ساز خاموش» از آلبوم «ساز خاموش» با 64 امتیاز، «ساقیا» از آلبوم «غوغای عشقبازان» با 52 امتیاز، «بزن زخمه» از آلبوم «ساز خاموش» با 35امتیاز، «ترنج» از آلبوم «ترنج» با 24 امتیاز و «نوای همساز» از آلبوم «در سایه باد» با 24 امتیاز به عنوان بهترین قطعهها انتخاب شدهاند.
* نوازندگان برتر:
نوازندگان برتر سال 86 نیز به ترتیب حسین علیزاده با 280 امتیاز، محمدرضا لطفی با 165 امتیاز، پیمان یزدانیان با 68 امتیاز، بهداد بابایی با 61 امتیاز و اردوان کامکار با 56 امتیاز بودهاند.
* آهنگسازان برتر:
همچنین حسین علیزاده با 392 امتیاز، محسن نامجو با 93 امتیاز، هوشیار خیام با 76 امتیاز، پرویز مشکاتیان با 63 امتیاز و پیمان یزدانیان و محمدرضا لطفی با 57امتیاز به عنوان بهترین آهنگسازان از سوی شرکتکنندگان در این نظرسنجی انتخاب شدهاند.
* بهترین کنسرتها:
گروه همآوایان به سرپرستی حسین علیزاده در تالار وزارت کشور با 288 امتیاز، گروه آوا به سرپرستی محمدرضا شجریان در تالار وزارت کشور با 136 امتیاز، بداهه نوازی محمدرضا لطفی در کاخ نیاوران با 145 امتیاز، گروه کامکارها در تالار وزارت کشور با 57 امتیاز و رسیتال پیانو به سرپرستی پیمان یزدانیان در تالار وحدت با 48 امتیاز بهترین کنسرتهای سال گذشته بودهاند.
* بهترین آلبومها:
«غوغای عشقبازان» از شجریان با 173 امتیاز، «ساز خاموش» از شجریان، علیزاده و کلهر با 132 امتیاز، «ترنج» از محسن نامجو با 123 امتیاز، «تاتاری» از هوشیار خیام با 96 امتیاز، «شور رومی» از شهرام ناظری با 79 امتیاز و «زیر تیغ» از حسین علیزاده با 79 امتیاز بهترین آلبومهای سال گذشته بودند


بی تو بسر نمی شود با صدای استاد شجریان را از اینجا دانلود کنید
تقدیم به تو...
بی همگان به سر شود بی تو به سر نمی شود
داغ تو دارد این دلم جای دگر نمی شود
دیده عقل مست تو چرخه چرخ پست تو
گوش طرب به دست تو بیتو به سر نمیشود
دل بنهند برکنی توبه کنند بشکنی
این همه خود تو میکنی بیتو به سر نمیشود
گاه سوی وفا روی گاه سوی جفا روی
آن منی کجا روی بیتو به سر نمیشود
جان ز تو نوش میکند دل ز تو جوش میکند
عقل خروش میکند بیتو به سر نمیشود
خواب مرا ببسته ای نقش مرا بشسته ای
وز همه ام گسسته ای بیتو به سر نمیشود
خمر خمار من تویی باغ و بهار من تویی
خواب و قرار من تویی بیتو به سر نمیشود
جاه و جلال من تویی ملکت و مال من تویی
آب زلال من تویی بیتو به سر نمیشود
بی تو اگر به سر شدی زیر جهان زبر شدی
باغ ارم سقر شدی بیتو به سر نمیشود
بیتو نه مردگی خوشم بی تو نه زندگی خوشم
سر ز غم تو چون کشم بیتو به سر نمیشود.
گر تو سری قدم شوم ور تو کفی علم شوم
ور بروی عدم شوم بیتو به سر نمیشود
گر تو نباشی یار من گشت خراب کار من
مونس و غمگسار من بیتو به سر نمیشود
هر چه بگویم ای صنم نیست جدا ز نیک و بد
هم تو بگو به لطف خود بیتو به سر نمیشود
عاشق کوچولو
داستان پسری که عشق زندگیش این بود که هر شب با نوای سازش بخوابد و فردا به امید اینکه صبح زود بیدار شود و سازی بنوازد ساعت رومیزیش را کوک می کرد که از قضا همیشه ساعت وجودش زودتر از ساعت رومیزیش زنگ می زد.
این وضع برای ساز هم خوشایند بود و عشق میان آن دو متقابل رد و بدل می شد. هر چه پسر شیفته تر، ساز خوش نواتر می شد؛ شاید اگر قرار بود استادان بزرگ با آن ساز بنوازند هیچ اتفاقی نمی افتاد، نه عشقی و نه نوایی که نوازنده خوشش بیاید. گویی این ساز فقط برای پسرک ساخته شده بود و یارای کسی دیگر نبود و کس نتوان یارای ساز باشد.
پسرک هر روز به سازش عشق می ورزید تا که روزی چشمش به ساز جدید و زیبایی در مغازه ای افتاد که خوش صداتر و زیباتر از سازش بود و با دیدن ساز یک دل نه صد دل عاشقش شد.
از آن به بعد هر روز صبح ساعتش را کوک می کرد و سر وقت برای دیدن ساز به مغازه می رفت و از پشت پنجره به آن خیره می شد. اما مشکلات مالی اجازه ی خرید ساز را به او نمی داد.
سازش هم از این احساس بویی برده بود چون می دید هر روز پسرک به قصد دیگری بلند می شود وقتی هم که به خانه باز میگردد آنقدر خسته است که حوصله ی ساز زدن و عشق بازی با ساز را ندارد. گاهی هم که ساز می زد حواسش جای دیگر بود و این سازش را ناراحت می کرد.
روزی مثل هر روز بلند شد و به در مغازه رفت و هر چه جست و جو کرد ساز را ندید به داخل مغازه رفت و جویای حال ساز شد. ساز فروخته شده بود. پسر غمگین به خانه برگشت و با هزار چرا در خودش بود. چرا این ساز مال من نشد؟
چند روز گذشت و سعی کرد که ساز را از دست رفته و نادیده در نظر گیرد و دوباره با ساز خودش بنوازد. اما سازش هنوز از او دلخور بود. طبیعی بود، می ترسید که فردا پسرک ساز بهتری را ببیند و دل به او ببندد. پس تصمیم گرفت رفتاری که در گذشته با دیگران داشته با پسر هم داشته باشد. پسر هر چه تلاش به دوستی دوباره می کرد بی فایده بود ساز دیگر ساز دل او نبود.
شاید ساز با خود می اندیشد که اگر قرار است در آینده از من دل بکنی، اکنون از من دل کنی که آینده توان دیدن دل بستن تو را ندارم.
موسیقی اعتراضی,موسیقی کوچه بازاری
اگر به موسیقی شمال امریکا و قسمت هایی از اروپا توجه کنیم موسیقی هایی هستند که بر اساس بازتاب زندگی شخصی افراد ساخته شده اند.اختلافات خانوادگی ،زندگی پر مشغله ی شهر نشینی ،عقده هایی که در زندگی داشتند ،اعتیاد و...سرچشمه گرفته
است که غالباَ موسیقی آنها با تخلیه های درونی همراه است. ناسزا می گویند یا کارهای ناشایست انجام می دهند، آب دهان به بیرون می اندازند و از این راه به فکر آرامش لحظه ای هستند. شنونده ی این گونه موسیقی ها هم از قشرهمین افراد هستند.
حتی این افراد قیافه های جالبی ندارند روی صورت هایشان خون می مالند، به دندان هایشان رنگ قرمز(نشانه ی خون) می مالند.در موسیقیشان فریاد یا بهتر است بگویم عربده کشی از المان های اصلی بشمار می آید.
اگر به موسیقی رپ در ایران نگاهی بیندازیم، بخشی از این خصوصیات را دارست. یعنی بهتر است بگویم این موسیقی با طرز تفکر موسیقی غربی وارد ایران شد که موسیقی اعتراض و عصیان باشد. اما
خوشبختانه این گونه نشد ولی بجای اعتراض دروغ جایگزین در این موسیقی شد.
حال جالب است بدانید کسانی که در ایران رپ می خوانند از مرفه ترین افراد هستد که لباس های گران قیمت می پوشند و اتومبیل های بروز را سوار می شوند. وقتی به زندگیشان نگاه می کنیم جایی برای اعتراض نمی بینیم و از سر دلخوشیست که می خوانند. (گویی کسی به آنها گفته :صداتون خیلی زیباست) و از واژه هایی چون زیدبازی ، داف ،دختر بازی، تریپ کل و این گونه کلمات که در کلامشان پیدا می شود. البته ماشااله مورد استقبال بسیاری هم قرار گرفته که جای تحسین دارد.
به تازگی هم شخصی در موسیقی سنتی پیدا شده که موسیقی سنتی با دیدگاه موسیقی اعتراضی در کارهایش دیده می شود که بیشتر خصوصیات اعتراضی موسیقی غرب را داراست.
این مرد ستار خوبی هم می نوازد، عربده می کشد، صدای حیوانات در می آورد (شیهه ی اسب، واق واق سگ) گاهی هم ناسزا می گوید و گاهی هم حرف های بدی نمی زند که به دل من می شیند.
من هم چند گاهی در پی موسیقی او بودم. می توان گفت: که تحت تاثیر حرف های او که از مجموعه ای شنیده بودم و طرز تفکری که از او سراغ دارم و در آخر چند موسیقی که از او شنیدم که کاری جدید به حساب می آمد قرار گرفتم. اما پی گیری من از موسیقیش طولی نکشید، چون موسیقی که من کار می کنم با موسیقی او از یک جنس نیست شاید ابزار هر دوی ما یکی باشد اما موسیقیی که من کار می کنم موسیقی رسمی این مملکت است که استاد من و استاد استاد من کار کرده اند و سینه به سینه به اینجا رسیده است. موسیقیی که خصوصیات اصلی آن زیبایی ها ،عشق، دردهای اجتماعی و در آخر لذت بردن از زندگیست و آنقدر دنیای وسیع و زیبایی دارد که عربده کشی و ناسزا گویی و ... جایی در آن ندارد.
موزیسینهای حرفه ای یا آماتور قبل از تمرین یا اجرا باید عواملی چون: دمای محیط، تابش آفتاب، روشنایی، مه صحنه ودر معرض سر و صدا قرار گرفتن را چک کنند.و موزیسینی که به این مسائل اهمیت دهد سلامتی اش را تضمین کرده است.بیاید با
هم این عوامل را بررسی کنیم.
1) دمای هوای محیطهای بسته یا باز:
برنامه تان کجا اجرا خواهد شد؟ سالن کنسرت با دمایی متعادل یا کلیسایی سرد و مرطوب در یک صبح زمستانی؟
بهتر است قبل از فرا رسیدن روز اجرا مکانی که در آن اجرا دارید را چک کنید و بر مبنای آن نحوه پوششتان را تعیین کنید. آیا در معرض نور مستقیم خورشید خواهید بود؟ اگر اینطور است از پوشیدن لباسهای پرزرق و برق و یا کت شلوار پلی استری اجتناب ورزید زیرا گرما باعث نارحتی شما خواهد شد.
-پیشنهاد: اگر در محیط سرد اجرا دارید از لباسهایی استفاده کنید که گرمای بدنتان را حفظ کند. اگر لباسهای گروه یا ارکستر متحد الشکل است زیر پیراهن بلندی بپوشید که گرمای بدنتان را حفظ کند، زیرا سرما باعث کاهش چالاکی و فرزی انگشتان شما می شود. برای اجتناب از این کار بهتر است از یک جفت دستکش بدون انگشت استفاده کنید تا گرمای دستتان را حفظ کند. حفظ دمای بدن مانع از رگ به رگ شدن یا فشار آوردن به زردپی و ماهیچه ها می یشود ونیز گرما باعث سرعت و چالاکی انگشتان شما خواهد شد.
در تابستان در صورتی که در محیطهای بازاجرا دارید حتما 2بطری آب معدنی به همراه داشته باشید و در فاصله بین هر آهنگ یا هر 15-10 دقیقه جرعه ای از آب بخورید.
لباسهایی بپوشید که جریان هوا از آن عبور کند و گرمای بدن را خارج کند. تا حدی که ممکن است از پوشیدن لباسهای رسمی و کت و شلوار اجتناب بورزید.
دو حوله دست داشته باشید، یکی را برای خشک کردن عرقتان و دیگری را با آب سرد خیس کنید و با استفاده از آن، سرو صورتتان را مرطوب نگاه دارید این کار باعث خنک شدن شما می شود.
در روزهای گرم سعی کنید هر روز 6تا 8 لیوان آب بخورید.
شجریان و موسیقی ایرانی
گر چه پشتیبانی از موسیق اصیل ایرانی ( بخوانید موسیقی بسیار زیبای ایرانی ) ، به ویژه در این وانفسای نشستن خارها بر سر دیوارها و بی نظمی و بی قاعدگی همه ی عرصه ها و علی الخصوص عرصه ی فرهنگ و هنر ، کاری است که عاشقان این موسیقی و این ملک با تمام وجود انجام می دهند و شایسته و بایسته نیز هست ، اما فراموش نکنیم که نقد صحیح این موسیقی و بررسی آسیب شناسانه ی آن نیز کمک شایانی به رهایی آن از وضعیت انجمادی که به گمان من دچار آن شده است می کند . آنچه بدیهی است اینکه دگماتیسم و تفکر جزمی و متعصبانه ، راه به جایی نخواند برد . در همین زمینه وبلاگ دل آواز زین پس مطالبی را در زمینه ی نقد و بررسی جنبه های گوناگون موسیقی ایرانی منتشر می کند .
در نوشتارهای اولیه به برخی نوآوری ها ، ابداعات و تاثیرات سودمندی که استاد محمدرضا شجریان در زمینه ی موسیقی ایرانی انجام دادند می پردازیم و در نوشتارهای بعدی ( که لزوما پشت سر هم و به ترتیب نخواهند بود ) به آسیب شناسی برخی جنبه های موسیقی ایرانی نگاه می اندازیم
سایت را نگاه می کردم – چشمم به تیتری خورد که روزهای اجرای ارکستر ملی را در ماه آینده مشخص کرده بود – روی آن کلیک کردم و صفحه ای جدید با توضیحات در مورد این ارکستر روبرویم نمایان گردید: این گونه شروع شده بود: سینا
سرلک ارکستر ملی را در آذر ماه امسال همراهی خواهد نمود.
این که از وضع رسانه های گروهی مملکت و این هم وضع کنسرت رسمی این کشور پس تکلیف چیست؟ 
در این کشور اگر ارکستری در حد عالی باشد ولی خواننده آن مشهور نباشد سالن پر نخواهد شد و کاست و سی دی ان هم فروش نخواهد کرد ولی اگر ارکستری متوسط یا حتی آماتور باشد ولی خواننده آن مشهور باشد تمام بلیت های آن پیش فروش می شود و مردم پشت درب های سالن خواهند ماند. کجای این کار عدالت است؟ مگر یکی از رسالات هنر و هنرمند کمک کردن به برقراری عدالت فرهنگی در جامعه نیست؟ مگر هنرمند نه باید غم خوار جامعه باشد و به پیش رفت فرهنگ آن کمک کند؟ پس چه شد؟ این جملات فقط برای سیاه کردن برگ های سفید کتاب ها به کار می رود؟ این ظلم است. چرا در کشورهای اروپایی برای تک نوازی یک ساز مثلا ویولن منوهین یا تکنوازی گیتار سگوویا یا پاکو د لوسیا – سالن ها حتی بیش از ظرفیت خود پر می شوند؟ فقط برای نوازندگی یک نفر نه هیچ کس دیگر ولی در ایران تا خواننده ای وجود نداشته باشد و مطرح هم نباشد ...... ؟؟؟؟؟ 
به کارهای ارکستری نگاهی می اندازیم یا حتی ارکسترهای مدرن تر مثلا ارکستر یانی ؟ مگر تمام قطعاتی که آن ها اجرا می کنند خواننده دارد؟ پس چرا در تمام دنیا از موسیقی او استقبال می شود؟ چرا ارکستر ملی ایران یا هر ارکستر دیگر این مملکت باید با نام خوانندگان مختلف خبر اجرای خود را به گوش مردم برساند ان هم در اولین سطر شروع خبر و اولین واژه های جمله. اگر ارکستر ها توانایی اجرایی و جذب مخاطب را بدون مطرح کردن نام خواننده ندارند پس چرا کار می کنند و به قول معروف عکس مار را به جای خود مار به مردم نشان می دهند؟ چرا نوازندگان چیره دست ما همیشه باید ناشناخته تر از خواننده باقی بمانند؟ در صورتی که در هیچ کجای دنیا چنین رسمی اجرا نمی شود چه در کشورهای غربی و پیشرفته و چه کشورهای دیگر. نمونه اش کشور هندوستان. زمینهای سرباز و خالی را برای اجرای کنسرت های خود کرایه می کنند چون سالن با ظرفیت های بالا ندارند چرا؟ چون فلان نوازنده تک نوازی دارد و مردم از تمام شهرهای مختلف به دیدن آن کنسرت می آیند. آهنگ ساز – خواننده- شاعر – رهبر ارکستر همه و همه حلقاتی به هم پیوسته هستند که تشکیل زنجیری به نام هنر موسیقی را می دهند که نشان گر فرهنگ و شخصیت یک مملکت است.
خواننده و آواز هم یکی از آن حلقات است که حق بزرگی بر گردن موسیقی ما دارد و این را نه باید نا دیده گرفت و اگر هم روزی نا دیده گرفته شود به قولی نمک خوردن و نمکدان شکستن است ولی از نظر مقام و منزلت همه مساوی هستند همان طور که ساز و نوازنده ی آن به گردن موسیقی ما حق بزرگی دارد. خدا را شاهد می گیرم که من هیچ خصومتی با خواننده و آواز ندارم و به هر دوی آن ها هم به عنوان یک موزسیین این مملکت و هم به عنوان شنونده احترام می گذارم ولی از مواردی که اشاره شد نه باید به سادگی گذشت چون باعث لطمه خوردن به هنر موسیقی این مرزبوم می شود و مطمئنا هیچ هنرمند با وجدانی راضی به لطمه خوردن هنر مملکتس نیست. امیدوارم اگر جناب آقای سینا سرلک و بقیه خوانند گان کشور این مقاله را مطالعه می کنند از دست من رنجیده خاطر نشوند به این دلیل که تمام مطالب عنوان شده بی قصد و غرض نوشته شده و آن ها را با بزگواری خویش درک نمایند.