نغمه هنر
 RSS 
خانه
ايميل
شناسنامه
مديريت وبلاگ
کل بازديد : 11686
بازديد امروز : 13
بازديد ديروز : 68
   1   2   3   4   5      >
   [آرشيو نشده ها]
  • + با تو هستم واعظ

  • نويسنده : منصور براتي و احسان باقرپور:: 12/5/1387:: 1:16 صبح

    واعظان کاين جلوه در محراب و منبر ميکنند
    چون به خلوت ميروند آن کار ديگر ميکنند
    مشکلي دارم ز دانشمند مجلس باز پرس
    توبه فرمايان چرا خود توبه کمتر ميکنند
    گوييا باور نميدارند روز داوري
    کاين همه قلب و دغل در کار داور ميکنند
    بنده پير خراباتم که درويشان او
    گنج را از بي نيازي خاک بر سر ميکنند


    يارب اين نو دولتان را بر خر خودشان نشان
    کاين همه ناز از غلام ترک و استر ميکنند
    بر در ميخانه عشق اي ملک تسبيح گوي
    کاندر آنجا طينت آدم مخمر ميکنند
    حسن بي پايان او چندان که عاشق ميکشد
    جمله اي ديگر به عشق از غيب سر بر ميکنند
    اي گداي خانقه برجه که در دير مغان
    ميدهند آبي و دلهارا توانگر ميکنند


    صبحدم از عرش مي آمد خروشي عقل گفت
    قدسيان گويي که شعر حافظ از بر ميکنند



  • + موسيقي در رنسانس

  • نويسنده : منصور براتي و احسان باقرپور:: 8/5/1387:: 5:38 عصر

     نظريه کمال‌گرايي در موسيقي


    نظريه کمال‌گرايي در هنرهاي بصري به‌وجود آمد و ما نمي‌دانيم که چگونه آگاهانه به موسيقي راه پيدا کرد. در هر‌حال، چون در موسيقي معادلي براي ناتوراليسم وجود نداشت، بايد انتظار داشته باشيم که رقيبي نداشته باشد و بلافاصله با موسيقي سازگار شود. از سوي ديگر، سرچشمه اين نظريه، ايتالياييها بودند و همه آهنگسازان بزرگ، شمالي بودند. اين مسئله نشان مي‌دهد که شايد ورود اين نظريه به کشورهاي شمال، توسط افرادي صورت گرفته باشد که قبلاً بيشتر عمر خود را در ايتاليا سپري مي‌کردند و يا در دوره‌هاي بعدي و زماني که اين مفهوم فرصت يافت که منتشر شود، توسط شماليها اخذ شد.


    در نيمه دوم قرن پانزدهم، آهنگساز بزرگ شمالي که (ظاهراً) هرگز به ايتاليا نرفته بود، اوک کگ‌هم (1497 ـ 1420) بود. در موسيقي او، ما واقعاً هيچ نوع تقسيم‌بندي مفصلي را نمي‌بينيم. در يک موومان طولاني، او ممکن است تعداد پارتهاي صدايي به کار گرفته شده در يک زمان معين را تغيير دهد، ولي عملاً اجازه مي‌دهد که لاينهاي او با کادنسها‌ي آثارش روي هم قرار بگيرند تا مانع از هر نوع تقسيم ساختاري بشود. تواليهاي هارمونيک و طراحي تنال‌ حتي از دوفي هم که قبل از او مي‌زيست، مبهم‌تر بودند.


    او حتي هنگامي‌که از کانتوس فيرموس هم استفاده مي‌کند، آن را زير نقاب ديگرگونيهاي ريتميک مي‌پوشاند، به‌طوري که از ساير «پارت»‌ها قابل تشخيص نيستند. ما نمي‌توانيم موسيقي او را بر اساس موتيفهاي استفاده شده هم تقسيم کنيم، چون او عمدتاً از تکرار هر نوع موتيفي اجتناب مي‌کند. اين پنهان‌کاري سيستماتيک از هر نوع ساختار ممکن قابل درک، فقط مي‌‌تواند تعمدي باشد و به‌خاطر همين، مي‌شود درباره موسيقي او بر‌اساس تعادل بين «پارت»ها انديشيد. چنين نظري ربطي به مقاصد او ندارد.


    در جهت مخالف او اوبرشت (1505 ـ 1405) قرار داشت. او آهنگسازي جوان‌تر و دقيقاً معاصر ژوسکوئين بود، ولي در آغاز اوج دوره رنسانس مرد.


    تا آنجا که از اطلاعات تاريخي به‌دست مي‌آيد، مدت بسيار کوتاهي را در ايتاليا گذراند، هرچند در آنجا اعتبار زيادي داشت و درواقع بي‌توجهي او به کارگذاري کلمه، نشان مي‌دهد که او مستقيماً تحت تأثير الگوهاي ايتاليايي نبوده است. با وجود اين، تا دوره‌ او، اعتقاد به‌وضوح و تعادل در ساختار، جاافتاده بود.


    موسيقي او به دو بخش کاملاً مشخص تقسيم مي‌شود و استفاده مستمر او از تکرار و توالي، درک اين بخشها را بر اساس تعادل، براي ما آسان مي‌سازد.


    اين واقعيت که ما اغلب اختراع او را سهل‌الحصول مي‌يابيم، اين واقعيت را تغيير نمي‌دهد که ايده‌آل او يک کليت هارمونيگ است.


    ما مي‌توانيم از پروگنيو هم به‌همين شکل انتقاد کنيم (درواقع، از آنجا که ما به توازيهاي بين موسيقي و نقاشي علاقمنديم، مي‌توانيم استفاده افراطي او‌برشت از تکرار را معادل موسيقايي استفاده مکرر پروگنيو از همان چهره ايده‌آلي در يک تابلوي خاص بگيريم. براي مثال، به تابلوي فرشته برسن برنارد ظاهر مي‌شود و ساير آثار اين دوره را ببينيد.)


    بعدها مشکل بتوان آهنگساز مهمي را پيدا کرد که مدتي از عمرش را در ايتاليا سپري نکرده باشد. حتي پي‌ير دولارو، که تقريباً تمام عمرش را در کشورهاي سفلي، فرانسه و اسپانيا، سپري کرد، اولين سالها را در سينه‌نا گذراند. در همان زمان و شايد دقيقاً به همان دليل، مشکل بتوان آهنگسازي را پيدا کرد که موسيقي او تعادل هارمونيکي را به‌عنوان تشخص خود، نداشته باشد.


    بزرگ‌ترين فرد در ميان اينها، خود ژورسکوئين است که بسياري از سالهاي عمرش را در ايتاليا گذراند. در آثار گسترده‌‌ترش، مختصري وضوح را همراه با رسايي و روشني درهم‌آميخته مي‌بينيم. جريان صدا به دو بخش قوياً متضاد و با وجود اين، متعادل تقسيم مي‌شود. اغلب يک پارتِ وکال روي کادنس قرار مي‌گيرد تا جلوي ناگهاني بودن صدا را بگيرد و جريان موسيقي را برقرار نگه دارد و با اين همه يک مرز روشن را باز هم حفظ کند. نظريه کمال‌گرايي موسيقايي احتمالاً براي او اختراع شد، چون قبل از او هيچ‌کس چنين به اين مرحله نزديک نشدند و پس از او هم فقط موزارت با او قابل مقايسه است.


    هرچند در اوايل دوره رنسانس و بار ديگر در اواخر آن، مشابهتهايي را در پيشرفت موسيقي و نقاشي مي‌بينيم، در اوج رنسانس تفاوتهاي مهمي مشاهده مي‌شوند. اين تفاوتها ممکن است به اين دليل به‌وجود آمده باشند که در دوره اوج رنسانس، موسيقي و نقاشي تحت تسلط فرهنگهاي ملي مختلفي که قبلاً شرح داده شد، بودند. شايد هم اين تفاوتها به برنامه‌هاي تحقيقي دو گروه از هنرها برمي‌گردد.


    در يک سطح روان‌شناختي، در اواخر قرن پانزدهم، موسيقيدانها و نقاشان وظايف خود را به‌تمامي انجام داده بودند، ولي حاصل کار آنها کاملاً با يکديگر تفاوت داشت. نقاشان موفق در اوج دوره رنسانس، سرشار بودند از حس خودبيني، اعتماد‌به‌نفس، جاه‌طلبي و غرور. اين خصلتها نه تنها در نقاشيهاي آنها به‌خوبي قابل مشاهده است که در مکاتبات، رفتار، برخوردهايشان نسبت به ديگران و نگرشي که از ديگران نسبت به خود دارند، ديده مي‌شود.


    از سوي ديگر، در موسيقي اوج دوره رنسانس، تواضع و فروتني بيشتري مي‌بينيم. آهنگسازان اين دوره جاه‌طلبيهاي توفاني ميکل آنژ يا مرتبه خارق‌العاده لئوناردو داوينچي را نداشتند. ما درباره زندگي آنها چيز زيادي نمي‌دانيم و در نتيجه درباره قابليتهاي اخلاقي آنها حرف چنداني نداريم که بزنيم، ولي آثار موسيقي آنها هرچند پيشرفتهاي زيادي را نسبت به موسيقي قرن پانزدهم نشان مي‌دهد، افزايش عظيم و پرشکوه و جلال جاه‌طلبي و خلق شاهکارهايي را که مشخصه نقاشي اوج دوره رنسانس است، نشان نمي‌دهد. همچنين از آنجا که آهنگسازان بزرگ در دوره اوج رنسانس در رُم کار نمي‌کردند، کسي از آنها توقع نداشت شاهکارهايي را که از هنرمنداني که براي دربار پاپ کار مي‌کردند، انتظار داشتند، خلق کنند.


    در اوايل دوره رنسانس، نقاشي کار کم‌اهميت و کم‌درآمدي بود، در‌حالي‌که در دوره اوج رنسانس نقاشان برجسته‌اي چون تيسين و ميکل آنژ خود را با لُردهاي بزرگ برابر مي‌دانستند. شايد همين موضوع هم به تلاش نقاشان دوره رنسانس براي خلق آثار عظيم دامن زد. برخلاف آنها، موسيقيدانها در ابتداي دوره رنسانس از منزلت اجتماعي بالايي برخوردار بودند، ولي در دوره اوج رنسانس وضعيت به‌شدت تغيير کرد.


    شايد يکي از دلايلي که نقاشان دوره رنسانس دچار منيت و درواقع زوال شدند، همين نکته بود، درحالي‌که آهنگسازان همان دوره، خلوص و پاکي قرن پانزدهم را حفظ کردند



  • + فرياد

  • نويسنده : منصور براتي و احسان باقرپور:: 6/5/1387:: 12:1 عصر

    فرياد


    مشت مي کوبم بر در
    پنجه مي سايم بر پنجره ها
     من دچار خفقانم خفقان
     من به تنگ آمده ام از همه چيز
    بگذاريد هواري بزنم 
    با شما هستم
    اين درها را باز کنيد
    من به دنبال فضايي مي گردم
    لب بامي
     سر کوهي دل صحرايي
    که در آنجا نفسي تازه کنم
    آه
     مي خواهم فرياد بلندي بکشم
    که صدايم به شما هم برسد
    من به فرياد همانند کسي
    که نيازي به تنفس دارد
     مشت مي کوبد بر در
    پنجه مي سايد بر پنجره ها
    محتاجم
     من هوارم را سر خواهم داد
    چاره درد مرا بايد اين داد کند
    از شما خفته چند
    چه کسي مي آيد با من فرياد کند ؟



  • + زمستان است

  • نويسنده : منصور براتي و احسان باقرپور:: 2/5/1387:: 2:39 صبح

     زمستان


    سلامت را نمي خواهند پاسخ گفت
    سرها در گريبان است
    کسي سر بر نيارد کرد پاسخ گفتن و ديدار ياران را
    نگه جز پيش پا را ديد ، نتواند
    که ره تاريک و لغزان است
    وگر دست محبت سوي کسي يازي
     به اکراه آورد دست از بغل بيرون
     که سرما سخت سوزان است
    نفس ، کز گرمگاه سينه مي ايد برون ، ابري شود تاريک
     چو ديدار ايستد در پيش چشمانت
    نفس کاين است ، پس ديگر چه داري چشم
    ز چشم دوستان دور يا نزديک ؟
     مسيحاي جوانمرد من ! اي ترساي پير پيرهن چرکين
    هوا بس ناجوانمردانه سرد است ... اي
    دمت گرم و سرت خوش باد
    سلامم را تو پاسخ گوي ، در بگشاي
    منم من ، ميهمان هر شبت ، لولي وش مغموم
    منم من ، سنگ تيپاخورده ي رنجور
     منم ، دشنام پس آفرينش ، نغمه ي ناجور
    نه از رومم ، نه از زنگم ، همان بيرنگ بيرنگم
    بيا بگشاي در ، بگشاي ، دلتنگم
    حريفا ! ميزبانا ! ميهمان سال و ماهت پشت در چون موج مي لرزد
     تگرگي نيست ، مرگي نيست
    صدايي گر شنيدي ، صحبت سرما و دندان است
    من امشب آمدستم وام بگزارم
     حسابت را کنار جام بگذارم
    چه مي گويي که بيگه شد ، سحر شد ، بامداد آمد ؟
    فريبت مي دهد ، بر آسمان اين سرخي بعد از سحرگه نيست
    حريفا ! گوش سرما برده است اين ، يادگار سيلي سرد زمستان است
    و قنديل سپهر تنگ ميدان ، مرده يا زنده
    به تابوت ستبر ظلمت نه توي مرگ اندود ، پنهان است
    حريفا ! رو چراغ باده را بفروز ، شب با روز يکسان است
    سلامت را نمي خواهند پاسخ گفت
    هوا دلگير ، درها بسته ، سرها در گريبان ، دستها پنهان
    نفسها ابر ، دلها خسته و غمگين
    درختان اسکلتهاي بلور آجين
    زمين دلمرده ، سقف آسمان کوتاه
    غبار آلوده مهر و ماه
    زمستان است



  • + موسيقي هرکي به هرکي

  • نويسنده : منصور براتي و احسان باقرپور:: 29/4/1387:: 12:29 صبح

     هرکي به هر کي


    رضا عنايتي



    آلبوم موسيقي «همه چيم تو» با خوانندگي «رضا عنايتي» بازيکن ايراني النصر امارات به بازار مي‌آيد.
    ضبط آهنگ‌هاي آلبوم «همه چيم تو» که نام قبلي آن «شعر زندگي» بود، از چهار سال گذشته و با همکاري مرحوم «ناصر عبداللهي» آغاز شد و پس از تنظيم‌هاي مجدد در اواسط مردادماه يا عيد فطر به بازار مي‌آيد.
    بنابر اين گزارش، اين آلبوم که در کار ساخت آن «مهرداد ميناوند» خواننده پاپ و ديگر بازيکن سابق پرسپوليس و تيم ملي فوتبال ‌نيز حضور داشته، متشکل از5 آهنگ و يک آهنگ ري‌ميکس است که در استوديو متروپل ترکيه ضبط شده‌اند
    .
    اين آلبوم موسيقي با صداي «رضا عنايتي» و به تهيه کنندگي «سياوش اکبرپور» بازيکنان سابق تيم استقلال ساخته شده و آهنگساز آن «سعيد طرزي» است
    .


    ----------------------------------------------------------------------------------------


    وقتي خبر را خواندم دو ساعت مي خنديدم. بعد به خود گفتم: نخند گريه دارد. اينقدر موسيقي تا حدي بي کس و کار شده که به هر کس مي گويند صدايت خوب است به خود مي گيرد و مي رود کاستي به بازار مي دهد. يعني مي توان گفت: هر کس پول دارد مي تواند کاست بدهد. خب پس اين همه هنرجو که زحمت کشيده اند، کلاس رفته اند و گاهي از نان شب زدند تا هزينه ي کلاسشان را بدهند چه؟


    حالا قضيه را بر عکس کنيد آيا هنرجو موسيقي مي آيد بگويد مي خواهم در تيم ملي بازي کنم؟ جواب معلوم است، نه چنين چيزي نمي گويد. هر چند که بازي او خوب باشد باز به خود مي گويد: نياز به تمرين و پرورش استعداد است.


    تصور کنيد اين بازيکن استعداد خوانندگي هم داشته باشد، اما باز هم نياز به کلاس دارد که کجاي آهنگ چگونه بخواند. اگر اين گونه بود که خيلي ها به من گفته اند استعداد داري پس ديگر کلاس نروم و برويم کاست بدهيم. اگر کسي استعدادي دارد بايد آن را پرورش دهد نه اينکه بگويد ما که مي توانيم پس ديگر نياز به کلاس نيست.


    شما خود قضاوت کنيد...




  • + قدم زدن زير باران

  • نويسنده : منصور براتي و احسان باقرپور:: 18/4/1387:: 2:15 صبح

    گوشه ي حياط خلوتمان قدم مي زنم


    آوازي سر مي دهم


    به آسمان بغض کرده نگاه مي کنم


    در انتظار اويم


    زمين در انتظار اشک.


    اشک ها مي بارند،


    عاشق بارانم،


    اوست که با من عشق بازي مي کند.


    به صدايش گوش کن،


    چه خوش مي نوازد


    ببين، از سمفوني بتهوون با شکوه تر است.


    مي گويم: سمفوني باران


    مي گويد: عشق بازي آسمان


    باز مي گويم: سمفوني باران


    مي گويد: قدم زدن زير باران


    بيا زير باران قدم بزنيم


    حرف هاي نگفته به هم بزنيم


    محو او بودم...


    به خود آمدم،


    صدايي نيست......رد پايي نيست......


    آنچه هست باران است.


    (نخستين تجربه ي شعريم بود اگر مشکلي داره برايم نظر بگذاريد)


    تقديم به تو...


     



  • + تقديم به تو ...

  • نويسنده : منصور براتي و احسان باقرپور:: 13/4/1387:: 2:38 عصر

    شب، سکوت، کويرkalhor


    تنظيم، تدوين و آهنگساز: کيهان کلهر 


    کيهان کلهر: کمانچه، سه تار


    اردوان کامکار: سنتور


    بيژن کامکار: دف، دايره


    مرتضي احيان: تنبک


    بهزاد فروهري: ني


    همايون خسروي: ويولن سل


    استاد مرحوم حاج قربان سليماني: دو تار


    استاد علي آبچوري: قوشمه


    سال اجرا: 1376              سال انتشار: 1377


     


    1 تو که نازنده بالا دلربايي              تو که بي سرمه چشمون سرمه سايي


                                        دشتي بيرجندي


    2 تو که مشکين دو گيسو در قفايي      به مو گويي که سرگردان چرايي


                                        دشتي بيرجندي


    3 بميرم تا تو چشم تر نبيني              شرار آه پر آذر نبيني


                                        دشتي بيرجندي


    4چنان از آتش عشقت بسوزم           که از مو رنگ خاکستر نبيني


                                        دشتي بيرجندي


                                                                            بابا طاهر- ديوان اشعار- دوبيتي ها


    مشخصات عروضي:


    وزن: مفاعيلن مفاعيلن فعولن


    بحر: هزج مسدس محذوف


     



    5 دلم دردي که دارد با که گويد          گنه خود کرده تاوان از که جويد


                                        دشتي بيرجندي


    6 دريغا نيست همدردي موافق           که بر بخت بدم خوش خوش بمويد


                                        دشتي بيرجندي


    7 گل وصلت فراموشم نگردد            وگر خوار از سر گورم برويد


                                        دشتي بيرجندي


                                                                            بابا طاهر- ديوان اشعار- غزليات


    ادامه مطلب...


  • + موسيقي حمايت مالي نمي شود

  • نويسنده : منصور براتي و احسان باقرپور:: 3/4/1387:: 5:24 عصر

    رامين يوسف‌زماني نوازنده ويولن در ارکستر سمفونيک تهران در خصوص علل فروپاشي زودهنگام ارکسترهاي موسيقي، عامل مالي و عدم حمايت از سوي دستگاه‌هاي دولتي ذي‌ربط را مهم‌ترين مساله مي‌داند. وي که سابقه 22 سال نوازندگي در ارکستر سمفونيک تهران را دارد در اين خصوص گفت: اگر امروز شاهد ادامه فعاليت ارکستر سمفونيک هستيم به دليل قدمت آن است وگرنه با اوضاع کنوني موسيقي در ايران شايد اگر قرار بود امروز چنين ارکستري تشکيل شود به‌هيچ وجه کار پا نمي‌گرفت.
    وي با اشاره به اينکه موسيقي در ايران جايگاه خودش را ندارد، گفت: نوازندگان ارکستر سمفونيک تهران اگرچه در يک ارکستر فعاليت مي‌کنند، اما از چند جا حقوق مي‌گيرند که اين خود نمايانگر نابساماني است.
    وي گفت از منظر کارآفريني هم اگر نگاه کنيم، حمايت از ارکستر مي‌تواند باعث برگزاري کنسرت‌هاي بيشتر و درآمد‌زايي شود. سال گذشته به فستيوالي در آلمان دعوت شديم و ارکستر سمفونيک در سالن فيلارمونيک برلين قطعاتي را از موتسارت اجرا کرد. در جريان اين اجرا به 10 کشور ديگر نيز دعوت شديم؛ اما اين سفرها هرگز انجام نشدند. وي با تاکيد بر اين نکته که اجراي موتسارت در فيلارمونيک برلين دل شير مي‌خواهد، گفت: اين نشان مي‌دهد که ما توانايي داريم؛ اما ارکسترها براي ارائه کار خود نياز به حمايت مالي دارند.
    رامين يوسف‌زماني با ذکر اين نکته که حتي نوازندگان ارکستر سمفونيک نيز دستمزد واقعي خود را دريافت نمي‌کنند، گفت: ما هم تحصيلات آکادميک و تجربه داريم؛ اما به اين‌‌ها بها داده نمي‌شود.
    وي افزود: در تمام دنيا يکي از لوکس‌ترين مشاغل نوازندگي ارکستر سمفونيک است و به آنها شاهزادگان سياه‌پوش مي‌گويند؛ چرا که هر نوازنده‌اي توانايي حضور در ارکستر سمفونيک را ندارد. در دنيا کف حقوق يک نوازنده سمفونيک 5 هزار دلار است؛ درحالي که در ايران متوسط حقوق ماهانه 500 هزار تومان است. وي از اختلاف ميان نوازندگان به‌عنوان عامل ديگر دخيل در فروپاشي ارکسترها ياد کرد، اما يادآور شد که مشکلات مالي و عدم ثبات شغلي به اين مسائل دامن مي‌زند.


    روزنامه دنياي اقتصاد


    -------------------------------------------------------------------------------


    درميان اين ديدگاه‌هاي متفاوت در مورد چرايي برهم خوردن ارکسترها و گروه‌هاي موسيقي يک وجه مشترک وجود دارد و آن نبود امکانات مالي براي ادامه منظم کار ارکسترهاي موسيقي است.
    در شرايطي که ارکسترها براي يک اجرا بايد چندماه تمرين کنند و دريافت مجوز براي کنسرت نيز به کاري دشوار تبديل شده است و سالن مناسب براي اجراي موسيقي نيز به تعداد مناسب وجود ندارد، نمي‌توان انتظار داشت که گروه‌ها بتوانند با برگزاري کنسرت هزينه‌هاي خود را تامين کنند. در اين شرايط است که لزوم حمايت دولت از موسيقي و نوازنده بيش از پيش احساس مي‌شود.
    تسهيل شرايط براي گروه‌هاي موسيقي در زمان اجرا و اشاعه فرهنگ شنيدن موسيقي به صورت زنده يکي ديگر از راه‌کارهايي است که مي‌تواند فرصت بقاي بيشتري به گروه‌هاي موسيقي بدهد.



  • + آغاز اجراهاي تابستاني محمدرضا شجريان

  • نويسنده : منصور براتي و احسان باقرپور:: 1/4/1387:: 12:42 عصر

    سرانجام پس از گردش تور دور دنيا، حاشيه‌ها، سرگرداني مشتاقان و فروش دوساعته‌ي تمام بليط‌ها، بليط‌هاي يک‌صدو50 هزار توماني، حذف همه‌جانبه‌ي خبرنگارها و...، صداي استاد آواز ايران بلند شد.
    محمدرضا شجريان با گروه "شهناز" در تالار بزرگ کشور در حالي همراه شد که اين برنامه که طبق اعلام برگزارکنندگان، به‌خاطر آنچه که "مستقرنشدن به‌موقع حاضران، گيرافتادن تعدادي از عوامل در آسانسور تالار و طولاني‌بودن صف سرويس‌ها" اعلام شد، با تأخير يک ساعته، در نخستين شب ساعت 21 آغاز و در شب دوم اجرا هم بدون عنوان‌ شدن اين عوامل حوالي ساعت 20:30اجرا شد. محمدرضا شفيعي کدکني و هوشنگ ابتهاج ازجمله ميهمان‌هاي ويژه‌ي شجريان به‌شمار مي‌رفتند. برخي از مسؤولان و معاونان وزارت کشور نيز در اين کنسرت حاضر بودند.
    گروه با همان لباس‌هاي رنگي اجراي سال‌هاي گذشته در تهران و اصفهان به صحنه آمدند. تنظيم صدا مشکلاتي را در اجرا به تکرار به‌وجود مي‌آورد. تا جايي که باعث عصبانيت محمدرضا شجريان شد.
    بخش نخست اجرا "رندان مست" بود در دستگاه "همايون" و پيش‌درآمدي از ساخته‌هاي مجيد درخشاني آغاز شد.


    ادامه مطلب...


  • + «شجريان» و «عليزاده»، بهترين خواننده و آهنگساز سال ?6

  • نويسنده : منصور براتي و احسان باقرپور:: 27/3/1387:: 7:8 صبح

    بر اساس نتايج يک نظرسنجي «محمدرضا شجريان» به عنوان بهترين خواننده و «حسين عليزاده» به عنوان بهترين آهنگساز سال 86 انتخاب شده‌اند.
    اين نظرسنجي را ماهنامه «فرهنگ و هنر» در شماره بيستم خود که ويژه خرداد و تير سال 87 است، انجام و منتشر کرده است.
    اين نظرسنجي طي روزهاي 25 اسفند سال گذشته تا پايان فروردين امسال از طريق پايگاه خبري مجله «فرهنگ و آهنگ» برگزار شده بود که در آن از مخاطبان خواسته شده بود در دسته‌بندي‌‌هاي مختلف بهترين‌هاي موسيقي سال 86 را انتخاب کنند.
    نتايج اين نظرسنجي به شرح زير است: 
    * خوانندگان برتر:
    در اين نظرسنجي محمدرضا شجريان با 313 امتياز، محسن نامجو با 236 امتياز، همايون شجريان با 167 امتياز، شهرام ناظري با 132 امتياز‌ و افسانه رثايي با 64 امتياز به عنوان بهترين خوانندگان سال 86 انتخاب شده‌اند. 
    * قطعات برتر:
    از سوي ديگر قطعه «ساز خاموش» از آلبوم «ساز خاموش» با 64 امتياز، «ساقيا» از آلبوم «غوغاي عشقبازان» با 52 امتياز، «بزن زخمه» از آلبوم «ساز خاموش» با 35امتياز، «ترنج» از آلبوم «ترنج» با 24 امتياز و «نواي هم‌ساز» از آلبوم «در سايه باد» با 24 امتياز به عنوان بهترين قطعه‌ها انتخاب شده‌اند. 
    * نوازندگان برتر:
    نوازندگان برتر سال 86 نيز به ترتيب حسين عليزاده با 280 امتياز، محمدرضا لطفي با 165 امتياز، پيمان يزدانيان با 68 امتياز، بهداد بابايي با 61 امتياز و اردوان کامکار با 56 امتياز بوده‌اند. 
    * آهنگسازان برتر:
    همچنين حسين عليزاده با 392 امتياز، محسن نامجو با 93 امتياز، هوشيار خيام با 76 امتياز، پرويز مشکاتيان با 63 امتياز و پيمان يزدانيان و محمدرضا لطفي با 57امتياز به عنوان بهترين آهنگسازان از سوي شرکت‌کنندگان در اين نظرسنجي انتخاب شده‌اند. 
    * بهترين کنسرت‌ها:
    گروه هم‌آوايان به سرپرستي حسين عليزاده در تالار وزارت کشور با 288 امتياز، گروه آوا به سرپرستي محمدرضا شجريان در تالار وزارت کشور با 136 امتياز، بداهه نوازي محمدرضا لطفي در کاخ نياوران با 145 امتياز،‌‌ گروه کامکارها در تالار وزارت کشور با 57 امتياز و رسيتال پيانو به سرپرستي پيمان يزدانيان در تالار وحدت با 48 امتياز بهترين کنسرت‌هاي سال گذشته بوده‌اند. 
    * بهترين آلبوم‌ها:
    «غوغاي عشقبازان» از شجريان با 173 امتياز، «ساز خاموش» از شجريان، عليزاده و کلهر با 132 امتياز، «ترنج» از محسن نامجو با 123 امتياز، «تاتاري» از هوشيار خيام با 96 امتياز، «شور رومي» از شهرام ناظري با 79 امتياز و «زير تيغ» از حسين عليزاده با 79 امتياز بهترين آلبوم‌هاي سال گذشته بودند


     



       1   2   3   4   5      >
       [آرشيو نشده ها]

  • ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ